مطلب دویست و نود و سه

 

منتظر بارانم...

تا بیاید و بشوید این همه بغض ها و دلمردگی ها را...

می خواهم دلم زنده شود و برخیزم و همه چیز را به تحرک آورم...

می خواهم از اهل باران باشم و همین که شسته شوم جهان اطرافم را هم بشویم و بعد، یک روز که چشم باز می کنم ببینم که همه چیز بارانیست...

دعا می کنم باران بیاید و دعا کنید که باران بیاید... دعا کنید...

یاعلی...

=========

نصف اشباهاتمان ناشی از این است که
وقتی باید فکر کنیم، احساس می کنیم
و وقتی که باید احساس کنیم، فکر می کنیم

/ 11 نظر / 39 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رها راد

محمد جان ...........دقیقا اشتباهات من از همینجا شروع شد منم منتظر بارانم ............ بدجوری

رها راد

دردهای من جامه نیستند تازتن درآورم جامه و چکامه نیستند تابه رشته ی سخن درآورم نعره نیستند تا ز نای جان برآورم دردهای من همه نگفتنی دردهای من همه نهفتنی ست

نینا

اه باران! ای امید جان بیداران ! آیا بر تباهی ها که ما عمری است در گرداب آن غرقیم چیره خواهی شد ! [گل][لبخند]

مرضیه

پایت را بگذار اینجا… درست روی قلبم… ببخش مرا … چیز دیگری نداشتم که فرش قدومت کنم … آهسته قدم بردار اینجا… تارو پود این فرش قرمز پر از گل احساسم است…! آپـــــــــــــم !

پریوش

سلام بامطلب جدیدمنتظرم

رها میثم

نمی دانم چرا امشب واژه هایم خیس شده اند مثل آسمانی که امشب می بارد.... و اینک باران بر لبه ی پنجره ی احساسم می نشیند و چشمانم را نوازش می دهد تا شاید از لحظه های دلتنگی گذر کنم خیلی زیبا بود محمد جون [گل][گل]

مریم

دعامیکنیم برای منم دعاکنیددد[خجالت]

دختر خاکستری

اولین کسیکـــــــــــــــــــــــه وارد زندگیمان میشود همان کسی است که بارفتنش برای یک عمر ماتمان میکنــــــــــــــــــــد....

yomna

رسما ماره اینجا برگ چغندر کردی!!!!!!!!!!!!! راستی تو چرا همه ی لینکات دخترن؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!