انتخاب عشق سخت است ولی هست

..::پرنده ای را که دوستش میداری رهایش کن ..::.. اگر عاشق باشد باز میگردد::..

مطلب هشتاد و نهم

روز هشتم محرم

روز علی اکبر

حضرت علی اکبر از جوانان رشیدی بود که در صحنه کربلا همراه با

خانواده خودش حضور داشت و ایشان جوانی بود که بشدت شکل پیامبر

اعضم (ص) بود

زمانی که اذن ورود به صحنه جنگ از پدر گرفت آنچنان با صلابت وارد

میدان شد که دشمن یک لحظه فکر کرد پیامبر وارد میدان شده و خیلی

ها شمشیر ها را به زمین نهادند که ما با پیامبر نمیجنگیم

ولی نانجیبانی بودند که پس از ساعتها مبارزه و به درک واصل شدن

افرادشان بشدت بر علی اکبر تاختند

از پشت سر مانند جدش امیرالمومنین (ع) شمشیر بر فرقش وارد شد

و بروی گردن اسب افتاد و خون فرق سرش بروی چشمهای اسب

ریخته شد و اسب راه را گم میکند و اشتباهی به سمت سپاه دشمن

حرکت میکند

دشمن از فرصت استفاده کرده بند اسب علی اکبر را گرفته به گوشه

ای میبرد و شمشیر ها و نیزه ها بر بدن او وارد میکنند که عرب میگه

(اربا" اربا) یعنی بدن را قطعه قطعه کردند

در کربلا امام حسین (ع) بدن 2 نفر را جمع کردند

از روی زمین یکی حضرت عباس (ع) و یکی حضرت علی اکبر (ع)

امان از دل لیلا

امان از دل امام زمان (عج)

قلم زده شده توسط : محمد Mohammad : ۸:۱۸ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۱٦ دی ۱۳۸٧
Comments بنویس دیگه () لینک دائم