انتخاب عشق سخت است ولی هست

..::پرنده ای را که دوستش میداری رهایش کن ..::.. اگر عاشق باشد باز میگردد::..

مطلب هشتاد و ششم

روز چهارم محرم

روز حرٌٍ

روز طفلان حضرت زینب (س)

وقتی اومد خدمت امام حسین (ع) از شرم سرش را انداخت

پائین و موادبانه ایستاد و با حرکاتش نشون داد که اشتباه کرده

 رفته جزو سپاه دشمن .

لذا آقا اباعبدالله گفت سرت را با افتخار بالا بگیر و بر تو بشارت

 باد که از اهل بهشتی لذا حرٌ ابن یزید ریاحی اولین شهید

 کربلاست که در راه امام حسین و در رکاب آن حضرت شهید

 شدندو رستگار شدند.

و اما طفلان خانوم زینب

باز جزو اولین کسانی بودند که در میدان کارزار پس از نبرد

 شدید و به هلاکت رساندن یزیدیان شهید شدند.

 وقتی امام حسین (ع) شنید این 2 طفل خواهرش شهید

 شدند فریاد میزدند: که خواهرم زینب جان کجائی؟

 عقیله بنی هاشم در داخل خیمه ها خود را پنهان کرده بود و

 عبدالله شوهرش هم به دنبالش رفته و دلداری میداد که چه

 شده؟ چرا نمیای بیرون و بچه ها رو ببینی؟

خانوم فرمودند : من از حسین خجالت میکشم که دیگه بچه ای

 ندارم فداش کنم.

این هم یک نوع بنده پروری و ارادت نسبت به برادر که تا سالار

زینب زنده بود ازش جدا نشد.

 امان از دل زینب(س)

امان از دل آقا امام زمان (عج)

قلم زده شده توسط : محمد Mohammad : ٧:٤٥ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ۱٢ دی ۱۳۸٧
Comments بنویس دیگه () لینک دائم