انتخاب عشق سخت است ولی هست

..::پرنده ای را که دوستش میداری رهایش کن ..::.. اگر عاشق باشد باز میگردد::..

مطلب شصت و ششم

یک شاخه رز ، یک شعر، یک لیوان چایی


آن قدر اینجا می نشینم تا بیایی


از بس که بعد از ظهر ها فکر تو بودم


حالا شدم یک مرد مالیخولیایی

بعد از تو خیلی زندگی خاکستری شد


رنگ روپوش بچه های ابتدایی

یک روز من را می کشی با چشمهایت


دنیا پر است از این رمان های جنایی


ای کاش می شد آخرش مال تو باشم


مثل تمام فیلمهای سینمایی


امسال هم تجدید چشمان تو هستم

می بینمت در امتحانات نهایی

می بینمت؟ اما نه!مدتهاست مانده

یک شاخه رز ، یک شعر ، یک لیوان چایی

 

<<با اینکه بی تاب منی... بازم منو خط میزنی!

باید تورو پیدا کنم تو با خودت هم دشمنی>>

قلم زده شده توسط : محمد Mohammad : ٧:۳۳ ‎ق.ظ ; شنبه ۱٦ آذر ۱۳۸٧
Comments بنویس دیگه () لینک دائم