انتخاب عشق سخت است ولی هست

..::پرنده ای را که دوستش میداری رهایش کن ..::.. اگر عاشق باشد باز میگردد::..

مطلب چهل و هفتم


خسته از هر پل ویرانم

خسته از هر راه و بی راهم

خسته از هر گره در کارم

خسته از هر در ِ بی قفلم

خسته ام .. بگذر

خسته از شبهای پر ترسم

خسته از فریاد ِ در خوابم

خسته از دیدار ِ فردایم

خسته از تکرار ِ هر روزم

خسته ام .. بگذر

خسته از هر دل ِِ بی مهرم

خسته از هر چه گل ِ یاسم

خسته از هر مرغ شیدایم

خسته از هر سوز و آوازم

خسته ام .. بگذر

خسته از شب های پر رنگم

خسته از روزهای بی رنگم

خسته از یک آسمان دردم

خسته از زمین ِ پر رنجم

خسته ام .. بگذر

خسته از هر چه تو می دانی

خسته از هر چه تو می خواهی

خسته از هر چه نمی دانم

خسته از هر چه نمی خواهم

خسته ام .. بگذر

خسته ام از اشک ِِ چشمهایم

خسته ام از درد ِ پاهایم

خسته ام از فریاد ِ لبهایم

خسته ام از ناله یِ دستهایم

خسته ای .. بگذر

بگذر از هر چه که می خواهی

بگذر از هر چه که می دانی

بگذر از هر کس که در دام است

بگذر از هر کس که نادان است

بگذر از دلهایی که خون است

بگذر از حرفهایی که زور است

خسته ای .. بگذر

بگذر از اشکهایی که هر دم از چشمهای ِ قاصدک جاری است

گریه ی من ? گریه ی تو از خستگی است

پس بگذر و دور شو از هرچه خستگی است

قلم زده شده توسط : محمد Mohammad : ۳:٤٤ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱٤ آبان ۱۳۸٧
Comments بنویس دیگه () لینک دائم