انتخاب عشق سخت است ولی هست

..::پرنده ای را که دوستش میداری رهایش کن ..::.. اگر عاشق باشد باز میگردد::..

مطلب سی و سوم

امروز خدا خیلی دوستم داشت.

قشنگ معلوم بود.

از وقتی از در خونه اومدم بیرون و سرم رو بالا گرفتم و بهش سلام کردم و صبح بخیر گفتم فهمیدم. آخه جواب سلامش رو شنیدم.

قشنگ معلوم بود.

چیزی رو که مدت ها منتظر بودم اتفاق بیفته و هیچ تکونی نخورده بود رو برام تکون داد جوری که داشتم از هیجان خفه می شدم.

قشنگ معلوم بود.

چون امروز که روزه گرفتم صبحش خیلی تشنه ام بود اما الان انگار کلی شربت خوشمزه خوردم.

قشنگ معلوم بود.

چون نزدیک بود تصادف کنم اما اون نذاشت.

قشنگ معلوم بود.

معلوم بود که دوستم داره. یعنی همیشه دوستم داره اما من نمی فهمم. اونقدر که درگیر خودمم و خدا رو یادم رفته.

قشنگ معلوم بود

....

قلم زده شده توسط : محمد Mohammad : ٩:٢٦ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۸ مهر ۱۳۸٧
Comments بنویس دیگه () لینک دائم