انتخاب عشق سخت است ولی هست

..::پرنده ای را که دوستش میداری رهایش کن ..::.. اگر عاشق باشد باز میگردد::..

مطلب دویست و چهل و پنجم

اینجا خانه‌ی من است!
مثل بقیه خانه ها، در و دیواری دارد که آنرا از گزند دیدگان برخی نامحرمان، مصون میدارد!

اینجا خانه‌ی من است!
ممکن است بخواهم در خانه‌ام خودم را دار بزنم، تمرین تیر اندازی کنم، روی در و دیوار نقاشی کنم، تمام بالشها را پاره کنم و شروع کنم به پَر بازی، با بلندترین صدا به موسیقی گوش کنم، روی سقف راه بروم، هر روز را با کسی بگذرانم، خانه را پر از گربه کنم، کسی را به قتل برسانم و زیر تختم پنهانش کنم، بلند بلند گریه کنم، به دیوارها چنگ بزنم تا مور مورم بشود... و هر کار دیگری که فکرش را بکنی!

اینجا خانه‌ی من است!
میخواهم تک تک آجرهایش را خودم روی هم بگذارم! خودم طراحیش کنم!!! اصلا میخواهم ورودیش را به گونه ای طراحی کنم که مهمان به محض ورود، راهش را بگیرد و برود! گاهی میخواهم کسی را به داخل خانه‌م بکشم تا او را به درون سیاه چالم بیندارم...!

خلاصه اینکه، اینجا خانه‌ی شخصی من است و مدفن من هم خواهم بود!
من صاحب اختیارش هستم و در این چار دیواری، هر کاری بخواهم میکنم! پس لطفا اگر دوست نداشتی یا از خواندن نوشته هایم خوشت نیامد، خیلی زود پنجره وبلاگ را ببند و دیگر سر نزن!
جوابم به امثال تو، فقط همین جمله است:
"همینه که هست...چار دیواری، اختیاری!"

**********

عذر خواهی: از کلیه دوستانی که به من لطف داشتند و تو این مدت  همراه و کمک حالم بودند تشکر میکنم ؛  سمیه عزیز ؛ هیوا ی نازنین ؛ ستاره روشنائی ؛ ترنم دلسوز ؛ تلخون شیرین و مخصوصا بانو ی خوب که با حرفاشون و نصیحت هاشون و وقتی که برای منه حقیر صرف کردند و گذاشتند من تصمیم گرفتم در کنار دوستان بمونم ؛ اینو واقعا میگم از همتون ممنون و خجالت زده و دوستتون دارمخجالتچشمکقلب

هفت سین رو اینجا ببینید

قلم زده شده توسط : محمد Mohammad : ٧:٤۳ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٥ اسفند ۱۳۸۸
Comments بنویس دیگه () لینک دائم