انتخاب عشق سخت است ولی هست

..::پرنده ای را که دوستش میداری رهایش کن ..::.. اگر عاشق باشد باز میگردد::..

مطلب دویست و چهاردهم

تو رو از خاطرم برده (برده) ، تب تلخ فراموشی
دارم خو می کنم با این ، فراموشی و خاموشی
(خاموشی،خاموشی،خاموشی)

چرا چشم دلم کوره ، عصای رفتنم سسته
کدوم موج پریشونی ، تو رو از ذهن من شسته (شسته،شسته)

خدایا فاصله ات تا من ، خودت گفتی که کوتاهه
از این جا که من ایستادم ، چه قدر تا آسمون راهه (تا آسمون راهه)

من از تکرار بی زارم ، از این لبخند پژمرده (پژمرده)
از این احساس یاسی که تو رو از خاطرم برده

به تاریکی گرفتارم ، شبم گم کرده مهتابو
بگیر از چشم های کورم ، عذاب کهنه ی خوابو (خوابو)

چرا گریه ام نمی گیره ، مگه قلب من از سنگه
خدایا من کجا می رم ، کجای جاده دلتنگه

می خوام عاشق بشم اما تب دنیا نمی ذاره
سر راه بهشت من ، درخت سیب می کاره

پ ن : البته که تیتراژ اولیه دلنوازان خیلی قشنگ بود ولی اینم خوبه گوش دادنش خالی از لطف نیست

قلم زده شده توسط : محمد Mohammad : ٧:٥٠ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٢٦ مهر ۱۳۸۸
Comments بنویس دیگه () لینک دائم