انتخاب عشق سخت است ولی هست

..::پرنده ای را که دوستش میداری رهایش کن ..::.. اگر عاشق باشد باز میگردد::..

مطلب یکصد و پنجاه و یکم

 

تنهائی

منم تنهام مثل تو؛ خدایا باور کن

ولی :

تنهائی من با تو هزاران فرق دارد...

همه تورا دارند ؛ تو هم همه را داری

منم تورا دارم ؛ تو هم مرا داری ؛ اما من چه به درد تو میخورم؟

ولی:

تنهائی من با وجود تو و اینکه همه را دارم ؛

همه دورو برم هستند ؛

همه اظهار دوستی میکنن ؛

همه اظهار وفاداری میکنند ؛

همه خود را نزدیک میپندارند .

فرق دارد.

ولی:

باز هم تنهام

میدانی ؟ تنهائی من از چیست؟ میدانم که میدانی.

معبودا:

چرا بنده ات اینقدر باید اظهار عجز کند؟

چرا باید اظهار نا امیدی کند؟

چرا باید اظهار تنهائی کند؟

چرا ؟ چرا ؟ چرا ؟

منم تنهام ؛ منم تنهای نادان ؛ منم تنهای تنها

ولی:

باران را دوست دارم ؛

باران را چرا؟

چون باران بی ریا میبارد

چون باران راحت میگرید

چون باران همه چیز را میشوید .

با وجود داشتن قلبی نازک ؛

با وجود داشتن دلی آرام ؛

باز هم تنهام

ولی:

با این وجود:

دوست دارم تنها بمانم ؛

در غم تنهائی بسوزم ؛

در تنهائی بمیرم ؛

در غربت تنهائی بمیرم ؛

و در جائی بمیرم که کسی تنهائی مرا درک نکرده باشد.

آره منم تنهام

پ . ن . از خودم پائیز 86 خجالت

 

قلم زده شده توسط : محمد Mohammad : ٧:٢٦ ‎ق.ظ ; شنبه ۱٢ اردیبهشت ۱۳۸۸
Comments بنویس دیگه () لینک دائم