انتخاب عشق سخت است ولی هست

..::پرنده ای را که دوستش میداری رهایش کن ..::.. اگر عاشق باشد باز میگردد::..

مطلب یگصد و سی و سوم


خسته ام از تکرار , تو همان تکراری

وقت  آسودگی است , تو هنوز بیداری

این  سکوت  دائم ، عاقبت  کشت  مرا

عاشق  فریادم  ,  تو  از  آن  بیزاری

همه  را  پس  زده ام  , از  میان  قلبم

در  میان  سینه  , تو  هنوز  سرداری

هر چه خنجر خوردم , از سر عشق تو بود

جا  ندادم  در  دل  ,  غیر  تو  دلداری

چک چک این  باران ، باز پریشانم  کرد

خانه کرد در این دل , حسرت دیداری

راز این  دل آخر , پیش  تو گشت عیان

لب تو پاسخ داد " وای چقدر بیکاری !"

شعر از دوست خوبم بهاره دادرس

قلم زده شده توسط : محمد Mohammad : ۸:٠٩ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ۱٥ اسفند ۱۳۸٧
Comments بنویس دیگه () لینک دائم