انتخاب عشق سخت است ولی هست

..::پرنده ای را که دوستش میداری رهایش کن ..::.. اگر عاشق باشد باز میگردد::..

مطلب نود و نهم

دستانم تو را می کاود

صبح گاهان با خیالت

با دلی پراز رمز  و راز

با نسیم خوشبوی جانت

در بستری که بوی ترا دارد  

نفسی که عطر ترا دارد

آغاز میکنم بودنم را



گل یاس نگاهت در جانم خانه کرده

رنگ چشمان تو رنگ آسمانم شده

عطر جانم بوی گلهای تن ترا دارد

حرف اولم، حرف آخرم تویی

صدایم صدای توست

خانه ام ترا فریاد میکند

چشمانم ترا جستجو میکند

دستانم ترا می کاود

نگاهم به در مانده

گریه ام رود خانه نامت شده

خنده ام ترا صدا میزند

من در وادی تنهاییم ترا می خواهم

آیا یاد داری مرا

آنزمان که دل را بتو باختم

آنزمان که ایمانم را در گرو چشمانت گذاشتم

دستانم تو را می کاود

قلم زده شده توسط : محمد Mohammad : ٧:٥٠ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٢٩ دی ۱۳۸٧
Comments بنویس دیگه () لینک دائم