انتخاب عشق سخت است ولی هست

..::پرنده ای را که دوستش میداری رهایش کن ..::.. اگر عاشق باشد باز میگردد::..

مطلب دویست و نود و دو

یادته یه روزی بهم گفتی: هر وقت خواستی گریه کنی برو زیر بارون که نکنه نامردی اشکاتو ببینه و بهت بخنده .......

 گفتم: اگه بارون نیومد چی؟؟؟

 گفتی: اگه چشمای قشنگت بباره، آسمون گریش می گیره

 گفتم یه خواهش دارم ........ وقتی آسمون چشام خواست بباره تنهام نذار......

گفتی به چشم......

حالا امروز من دارم گریه می کنم و تو هم اون دور دورا ایستادی و داری بهم می خندی ای نامرد

>>><<<

زیباترین عکس ها در اتاق های تاریک ظاهر می ‏شوند؛
پس هر موقع در قسمتی تاریک از زندگی قرار گرفتی،
بدان که خدا می‏ خواهد تصویری زیبا از تو بسازد

بعدا نوشت(1/10/91): یه هفتس مریض احوالم خونه افتادم با نفسهای گرمتون دعام کنید تا بتونم بلند شم خسته شدم از بس تو جا بودمگریه خدایا همه مریضها رو شفا بده آمین یا رب العالمین

قلم زده شده توسط : محمد Mohammad : ۱:٢٤ ‎ب.ظ ; جمعه ٢٤ آذر ۱۳٩۱
Comments بنویس دیگه () لینک دائم

مطلب دویست و نود و یک

اگر بتوانم در گوشه قلب تو جای دنجی را برای خود پیدا کنم ؛ زندگی ام به بیهودگی نگذشته است.

اگر بتوانم در آخرین نامه ام صادقانه بگویم هر یک از واژه ها میتوانند آفریننده روحهای بزرگ باشند؛ روحهای تشنه ای که میخواهند به دیدار خداوند نائل شوند ؛ نفسی به آسودگی خواهم کشید.

اگر بتوانم شوقهای خفته در درونم را بیدار کنم تا ببینی در سطر سطر دستهایم چه حکایتهائی از عشق بی پایان تو نهفته است ؛ آرام چشم بر هم میگذارم.

اگر بتوانم به تو بگویم تنهائی من شبیه پیامبری است که به غیر از دوستی تو حرفی بر زبان نیاورد ؛ تحمل ادامه شب چقدر آسان میشود.

اگر بتوانم آنقدر به تو نزدیک شوم که در میان نفسهایت بوی خداوند را بشنوم ؛ بی دغدغه سختی های جهان را پست سر خواهم گذاشت.

دلم میخواهد ؛

دلم میخواهد تا صبحی که مردگان از خواب سنگین خود بر میخیزند با تو حرف بزنم و تمام واژه هایی را که به یاد تو جمع کرده ام ؛ نشانت بدهم ؛ اما حیف ...

ناگهان باران از راه میرسد و صاعقه ها و رعدها صدایم را با خود میبرند.

دلم میخواهد هر لحظه از روزهای باقیمانده عمرم یک شعر باشد ؛ یک شعله ؛ یک سکوت ؛ یک آرزو و آنقدر بکر و بدیع جلوه کنم که هیچگاه چشم از من بر نداری.

دلم میخواهد زمین همچنان به گردش خود ادامه دهد تا فرصت کنم تمام گلوهای دنیا را به یاد مهربانی های تو ببوسم.

پ . ن . به یادم دوستم که این نوشته رو به من هدیه داد ولی خودش نتونست زنده بمونهگریه

قلم زده شده توسط : محمد Mohammad : ۱۱:۱٥ ‎ق.ظ ; جمعه ۱٠ آذر ۱۳٩۱
Comments بنویس دیگه () لینک دائم