انتخاب عشق سخت است ولی هست

..::پرنده ای را که دوستش میداری رهایش کن ..::.. اگر عاشق باشد باز میگردد::..

مطلب دویست و هفتاد و چهارم

در باره دوست نمایانی که ضربه میزنند و میگریزند

 

تا به حال دیگران چقدر توانسته اند با شما دوست شوند و وقتی نزدیک شدند به شما ضربه بزنند؟ چه اثری بر شما داشته است؟ چقدر توانسته اند به شما ضرر مالی، روحی و روانی بزنند و بگریزند؟

 

می گویند اسب سواری از جایی می گذشت. یک مرد زخمی کنار جاده از او درخواست کمک کرد. مرد از اسب پیاده شد. ناگهان مرد به ظاهر زخمی بر اسب پرید و گریخت. صاحب اسب فریاد زد: "می روی برو؛ اما بدان که دیگر برای هیچ زخمی یی از اسب پیاده نمی شوم.»

نمی دانم چقدر به درستی تصمیم صاحب اسب اعتقاد دارید. آیا حساب مردم را باید پای هم نوشت؟ آیا صاحب اسب دو بار ضرر نکرده؟ به عبارت دیگر، دو چیز را از دست نداده؟ آیا دیگران، انسانهایی به تعداد بی شمار هم ضرر نکرده اند؟ مگر اسب چقدر می ارزیده که این همه خسارت بر جا بگذارد؟ چرا این همه آدم باید به جای اسب دزد خسارت بدهند؟

من هم آدمم و خواه ناخواه این گونه رفتارها بر من هم اثری می گذارد؛ اما همیشه کوشیده ام حساب هر کس را به پای خودش بنویسم و آنقدر ضعیف و درمانده نباشم که انتقام یک نفر را از صد نفر بکشم. رفتار درست همیشه درست است و همیشه باید به آن پایبند بود و در کل، سودش از ضررهای احتمالی بیشتر است. هیچ نامردی و نارویی مرا به بی رحمی و نامهربانی و نفرت تشویق نمی کند. اگر برای انسانیت درون خودت کار کنی و سعی ات این باشد که مدیون دلت نشوی، هیچ وقت ضرر نمی کنی. بله؛ ممکن است چند روزی دلت بشکند فقط. آن هم می گذرد. باکی نیست بگذار تو را هالو بپندارند.

قلم زده شده توسط : محمد Mohammad : ٦:٢٩ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱٢ آبان ۱۳٩٠
Comments بنویس دیگه () لینک دائم