انتخاب عشق سخت است ولی هست

..::پرنده ای را که دوستش میداری رهایش کن ..::.. اگر عاشق باشد باز میگردد::..

مطلب دویست و پانزدهم

شهادت راه مردان خداست

                                  امام خمینی (ره)

شهادت ناجوانمردانه راه وحدت ؛ جمعی از سرداران سپاه که حافظ جان و مال و ناموس و مملکت جمهوری اسلامی ایران هستند  و سران سیستان و بلوچستان را به آقا امام زمان (عج) و مقام معظم رهبری و مردم شهید پرور ایران اسلامی و خانواده های داغدار شهدا تبریک و تسلیت عرض مینمایم.

این منافقان کور دل و دشمنان این آب و خاک هم بدانند که هرگز با این کارهایشان این مردم فداکار از پای نخواهند نشست و همچنان در راه اسلام از خودگذشتگی را دارند.

ما را بکشید ملت ما بیدار تر میشوند

                                          امام خمینی (ره)

من هم واقعا در غم خود شریک بداریدگریه

==============

ربطی به مطلب بالا نداره ولی حیفم اومد نگم:

امروز 3شنبه 28 مهر ماه روز میلاد با برکت کریمه اهل بیت حضرت معصومه (س) هست و روز دختر

لذا این روز رو ضمن تبریک به همه شیعیان ؛ خصوصا" به دختران خوب هم تبریک میگویم و امیدوارم رهرو راه این کریمه اهل بیت باشیم

قلم زده شده توسط : محمد Mohammad : ٧:٤٥ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٢٧ مهر ۱۳۸۸
Comments بنویس دیگه () لینک دائم

مطلب دویست و چهاردهم

تو رو از خاطرم برده (برده) ، تب تلخ فراموشی
دارم خو می کنم با این ، فراموشی و خاموشی
(خاموشی،خاموشی،خاموشی)

چرا چشم دلم کوره ، عصای رفتنم سسته
کدوم موج پریشونی ، تو رو از ذهن من شسته (شسته،شسته)

خدایا فاصله ات تا من ، خودت گفتی که کوتاهه
از این جا که من ایستادم ، چه قدر تا آسمون راهه (تا آسمون راهه)

من از تکرار بی زارم ، از این لبخند پژمرده (پژمرده)
از این احساس یاسی که تو رو از خاطرم برده

به تاریکی گرفتارم ، شبم گم کرده مهتابو
بگیر از چشم های کورم ، عذاب کهنه ی خوابو (خوابو)

چرا گریه ام نمی گیره ، مگه قلب من از سنگه
خدایا من کجا می رم ، کجای جاده دلتنگه

می خوام عاشق بشم اما تب دنیا نمی ذاره
سر راه بهشت من ، درخت سیب می کاره

پ ن : البته که تیتراژ اولیه دلنوازان خیلی قشنگ بود ولی اینم خوبه گوش دادنش خالی از لطف نیست

قلم زده شده توسط : محمد Mohammad : ٧:٥٠ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٢٦ مهر ۱۳۸۸
Comments بنویس دیگه () لینک دائم

مطلب دویست و سیزدهم


همه ناگفتنی های من:

یاد گرفته ام !

 امشب همه چیز رو به راه است...

همه چیز آرام.....آرام  ... باورت می شود ؟

دیگر یاد گرفته ام شبها بخوابم " با یاد تو  "

تو نگرانم نشو !

همه چیز را یاد گرفته ام !

راه رفتن در این دنیا را هم بدون تو یاد گرفته ام !

یاد گرفته ام که چگونه بی صدا بگریم !

یاد گرفته ام که هق هق گریه هایم را با بالشم ..بی صدا کنم !

تو نگرانم نشو !!

همه چیز را یاد گرفته ام !

یاد گرفته ام چگونه با تو باشم بی آنکه تو باشی !

یاد گرفته ام ....نفس بکشم بدون تو......و به یاد تو !

یاد گرفته ام که چگونه نبودنت را با رویای با تو بودن...

و جای خالی ات را با خاطرات با تو بودن پر کنم !

تو نگرانم نشو !

همه چیز را یاد گرفته ام !

یاد گرفته ام که بی تو بخندم.....

یاد گرفته ام بی تو گریه کنم...و بدون شانه هایت....!

یاد گرفته ام ...که دیگر عاشق نشوم به غیر تو !

یاد گرفته ام که دیگر دل به کسی نبندم ....

و مهمتر از همه یاد گرفتم که با یادت زنده باشم و زندگی کنم !

اما هنوز یک چیز هست ...که یاد نگر فته ام ...

که چگونه.....!

برای همیشه خاطراتت را از صفحه دلم پاک کنم ...

و نمی خواهم که هیچ وقت یاد بگیرم ....

تو نگرانم نشو !!

"فراموش کردنت" را هیچ وقت یاد نخواهم گرفت ...

قلم زده شده توسط : محمد Mohammad : ٩:٤۸ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٢۳ مهر ۱۳۸۸
Comments بنویس دیگه () لینک دائم

مطلب دویست و دوازدهم


دوری...

وقتی می بینم اینقدر دوری...

می شکنم...

============================

پ . ن . دوستان عزیزم من خیلی هم آدم شادی هستم خندهاگه دوست داشتید قلببیائید ببینیدزبان و امتحان کنید ماچ؛ ولی گاهی چیزهائی به ذهنم میرسه که نوشتنش روح آدم رو آرامش میدهچشمک

بعد نوشت : شهادت امام جعفر صادق (ع) بر رهروان ائمه تسلیت و تعزیت باد

قلم زده شده توسط : محمد Mohammad : ٧:٤٦ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٢٠ مهر ۱۳۸۸
Comments بنویس دیگه () لینک دائم

مطلب دویست و یازدهم


این لحظه!

دیگه زندگیم داره ته میکشه

از دلم پیاده شو...آخرشه

آره...چقدر زود گذشت...این لحظه!

همان لحظه ای که بی تفاوت از آن گذشتیم

ای کاش قدرش را می دانستیم

نمیخوام در به دره پیچ  خم این جاده شم ...

قلم زده شده توسط : محمد Mohammad : ٤:٠٦ ‎ب.ظ ; شنبه ۱۸ مهر ۱۳۸۸
Comments بنویس دیگه () لینک دائم

مطلب دویست و دهم

 

این تیتراژ چرا اینقدر حرف دل منه؟؟؟

چرااااااااااااااااااااا؟؟گریه

حال من دست خودم نیست ، دیگه آروم نمی گیرم
دلم از کسی‌ گرفته که می‌خوام براش بمیرم

باز سرنوشت و انتهای آشنایی
باز لحظه‌ های غم‌ انگیز جدایی

باز لحظه‌ های ناگزیر دل‌ بریدن
بازم اول راه و حس تلخ نرسیدن

پای دنیای تو موندم ، مثل عاشق های عالم
تا منو ببخشی آخر ، تا دلت بسوزه کم کم

مثل آینه رو به رومه ، حس با تو بودن من
دارم از دست تو میرم ، عاشقی کن ، منو نشکن
منو نشکن

باز سرنوشت و انتهای آشنایی
باز لحظه‌ های غم‌ انگیز جدایی

باز لحظه‌ های ناگزیر دل‌ بریدن
بازم اول راه و حس تلخ نرسیدن

اینم با صدای علی لهراسبی که واقعا وقتهای خالی آدم رو پر میکنهگریه


 

قلم زده شده توسط : محمد Mohammad : ٩:۳٥ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱٤ مهر ۱۳۸۸
Comments بنویس دیگه () لینک دائم

مطلب دویست و نهم


دلگیر نیستم...!

من از که دلگیر باشم؟

از که می توانم دلگیر باشم؟

من نمی توانم...

خسته ام...

دل گیرم...از خودم...از گناهم...

بی تفاوت به آنچه در گذر است

راهی کوچه هایی در هیچ!

نه...

من دلگیر نیستم...

به هیچ عنوان

خشمگینم از خود

بی آنکه دردی احساس کنم

خفه می شوم...از درون!

بیزارم از اندیشه ام...

نه...من ازهیچ کس دلگیر نیستم

قلم زده شده توسط : محمد Mohammad : ۸:٤٩ ‎ق.ظ ; شنبه ۱۱ مهر ۱۳۸۸
Comments بنویس دیگه () لینک دائم

مطلب دویست و هشتم

آن زمان که دستانم را لمس کردی...

جای انگشتانت بر شیشه قلبم حک شد.

آن زمان که در چشمانم خیره گشتی...

تاریکی قلبم با روشنایی وجودت درخشش گرفت.

و گوشه گوشه پهنای این صندوقچه را من خود با زبان خویش برایت خواندم.

باور کن که تمامی موجودی این صندوقچه از آن توست.......

==============

کاش انسانها جدائی را هرگز تجربه  نمیکردند...

درسته قرار ما از اول همین بود...

ولی جدائی برای من مثل مرگ بود...

ولی تو اینجوری خواستی و خواستی که آزاد باشی و زندگی آزاذی ذاشته باشی

منم به خواسته تو احترام قائلم و نمیتونم آزادی رو از تو سلب کنم خدا نگهدارت عزیزم

قلم زده شده توسط : محمد Mohammad : ٩:٢۱ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ٧ مهر ۱۳۸۸
Comments بنویس دیگه () لینک دائم

مطلب دویست و هفتم


سلام بر حضرت آفتاب

دستهایی با التماس آوازت می دهند که بیا!

چشمهایی غریبانه نور می طلبند که بتاب!

قلبهایی در اشتیاق تماشایت سخت می تپند که بخوان...!

 چه بگویم؟... سلام!

سلام بر رسول آب و آفتاب و روشنی

سلام بر" ستوده " ی موعود

سلام بر فرستاده ی عشق و آرامش!

سلام بر آسمانی که ستارگانش راه بهشت را نشانه شده اند.

سلام بر قلبی که طنین تپش هایش آغاز هستی ِهستی ست

سلام بر چشمی که نگاهش سایه ی گسترده ی رحمت خداست بر سر ساکنان عالم.

سلام بر نوری که آفریده شد تا آبرو باشد برای آفرینش.

احساس خوشبختی می کنم وقتی به تو سلام می کنم؛      

                                 پس سلااااااااااااااام                  

قلم زده شده توسط : محمد Mohammad : ٩:٥۳ ‎ق.ظ ; شنبه ٤ مهر ۱۳۸۸
Comments بنویس دیگه () لینک دائم

مطلب دویست و ششم

به دنبال تو می گردم
تو ای تنها ترین سردار فتح قلب ویرانم
تو ای شهزاده ی خوشبخت کاخ حسرت جانم
تو ای زیباترین پروانه ی بی تاب شمع قلب سوزانم
به دنبال تو می گردم
که شاید چشمهایم را به چشمانت بدوزم
تا نگاه خواهش دل را عیان سازم
که شاید دستهایم را به دامانت بیاویزم
و عشق خویش را با یک صدای لرزش ماتم بیان سازم
به دنبال تو می گردم
که قدری از حصار این جهان بیرون رویم و ساغری از باده ی آتش به کام یکدگر ریزیم
که قدری از فراز عشق بالاتر رویم و درد را غم زار دل سازیم
که قدری محو در چشمان هم باشیم

قلم زده شده توسط : محمد Mohammad : ۸:۳٥ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٢ مهر ۱۳۸۸
Comments بنویس دیگه () لینک دائم

مطلب دویست و پنجم


قلبم محکوم شد به ساده بودن!..

     غرورم محکوم شد به خونسرد بودن !!..

          احساسم محکوم شد به کم حرف بودن!..

               دلم محکوم شد به گوشه گیر بودن!!..

                         چشمانم محکوم شد به مهربان بودن!..

                    دستهایم محکوم شد به سرد بودن!!....

               پاهایم محکوم شد به تنها رفتن!.....

          آرزوهام محکوم شد به محال بودن!!!!!!........

     "وجودم" محکوم شد به" تنها" بودن!!!!...

و "عشقم" محکوم شد به" مردن!!!

قلم زده شده توسط : محمد Mohammad : ۱٠:٤٢ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۱ مهر ۱۳۸۸
Comments بنویس دیگه () لینک دائم