انتخاب عشق سخت است ولی هست

..::پرنده ای را که دوستش میداری رهایش کن ..::.. اگر عاشق باشد باز میگردد::..

مطلب یکصد و چهل و هشتم

 

ای کاش:

*کاش آسمان حرف کویر را می فهمید و اشک خود را نثار گونه های او می کرد/

*کاش واژه های حقیقت آنقدر با لبها صمیمی بود که برای بیان کردنش به شهامت نیازی نبود/

 *کاش دلها آنقدر خالص بود که دعاها قبل از پایین آمدن دستها مستجاب می شد

 *کاش مهتاب با کوچه های تاریک شب آشناتر بود/

*کاش فریاد آنقدر بی صدا بود که حرمت سکوت را نمی شکست/

 و ای کاش :

((تو معنی عاطفه را می فهمیدی))

پ . ن : از خودم زمستان 85 خجالت

 

قلم زده شده توسط : محمد Mohammad : ۸:٢۸ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٢٧ فروردین ۱۳۸۸
Comments بنویس دیگه () لینک دائم

مطلب یکصد و چهل و هفتم

یادته یه روزی بهم گفتی:

هر وقت خواستی گریه کنی برو زیر بارون که نکنه نامردی اشکاتو ببینه و بهت بخنده .......

گفتم: اگه بارون نیومد چی؟؟؟

گفتی: اگه چشمای قشنگت بباره، آسمون گریش می گیره

گفتم یه خواهش دارم ........

وقتی آسمون چشام خواست بباره تنهام نذار......

گفتی به چشم......

حالا امروز من دارم گریه می کنم و تو هم اون دور دورا ایستادی و داری بهم می خندی

ای نامرد.......

پ . ن١ . از خودم آبان خجالت٨۴

پ . ن٢ . دوستانی که همکاری میکنند

و در خبر نامه عضو میشوند کمال تشکر را دارمچشمک

قلم زده شده توسط : محمد Mohammad : ٤:۱٢ ‎ب.ظ ; شنبه ٢٢ فروردین ۱۳۸۸
Comments بنویس دیگه () لینک دائم

مطلب یکصد و چهل و ششم

 

زیر باران

زیر باران واژه ها می ایستم و ناگهان چشم رنگارنگم را می بندم؛

حرفهای تو مرا آبی میکند

قد میکشم و آسمانها را پشت سر میگذارم؛

نفسهای خدا را دانه دانه میشمارم و شاعر میشوم

با ستاره ای که هزار سال عاشق بوده به زمین بر میگردم؛

دریا را به آسمان می آمیزم

و کمی در باغچه میریزم تا گلها همه رنگ و بوی ترا بگیرند.

چه خوب است با تو حرف زدن و سطر های نا نوشته زندگی را خواندن

چه خوب است با تو به ابرها و دره های مه آلود سفر کردن و مرطوب شدن

دلم میخواهد آنقدر شاداب بمانم که روی انگشتانم گل سرخ بروید

دلم میخواهد وقتی از پرواز میگویم هیچ پرنده ای زخمی نباشد

و در روزی که شعر هایم را در دفتر مشق کودکان مینویسم ؛ چشمها بیدار باشند

چه خوب است از تو گفتن ...

چه خوب است از تو گفتن و با تو عاشق شدن و از پیچ جاده ها گذشتن

دلم میخواهد روی برگهای درختان یادگاری بنویسم و به همه بگویم :

 آنچنان تورا دوست دارم که مجنون لیلی را و فرهاد شیرین را

چه خوب است خاطرات دیرین را با تو ورق زدن

و در میان کویر فراموشی ؛ گل گفتن و گل شنیدن

دلم میخواهد نفسهای تورا دانه دانه بشمارم و آخرین سروده هایم را برایت بخوانم

پ . ن . از خودم خجالت فروردین ماه ٨١

 

قلم زده شده توسط : محمد Mohammad : ۱۱:٤٥ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱۸ فروردین ۱۳۸۸
Comments بنویس دیگه () لینک دائم

مطلب یکصد و چهل و پنجم

 

از همه دوستانم که به من لطف داشتن ممنونم

از دوستانی همچون : حورا - سمیه - ghazal - تینا - مائده محسنی -

سوگند یورد شاهی - نجمه - مهری - مثل هیچکس - مینو بدیعی -

سپیده - لیلا - firegirl69 -کمال تشکر و قدردانی رو دارم که با من احساس همدردی کردند


لذا بنا به درخواست دوستان مخصوصا دوست خوبم خانم دکتر بهاره

 

دادرس این پست رو پاک میکنم

 

پ . ن 1. گاهی دوستی ها جای شکرش رو باقی میذارهخجالتقلب


 

پ . ن 2. همتونو دوست دارمبغلماچ

 


قلم زده شده توسط : محمد Mohammad : ۱٠:۱٤ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۱٧ فروردین ۱۳۸۸
Comments بنویس دیگه () لینک دائم

مطلب یکصد و چهل و چهارم

اگر بتوانم در گوشه قلب تو جای دنجی را برای خود پیدا کنم ؛ زندگی ام به بیهودگی نگذشته است.

اگر بتوانم در آخرین نامه ام صادقانه بگویم هر یک از واژه ها میتوانند آفریننده روحهای بزرگ باشند؛ روحهای تشنه ای که میخواهند به دیدار خداوند نائل شوند ؛ نفسی به آسودگی خواهم کشید.

اگر بتوانم شوقهای خفته در درونم را بیدار کنم تا ببینی در سطر سطر دستهایم چه حکایتهائی از عشق بی پایان تو نهفته است ؛ آرام چشم بر هم میگذارم.

اگر بتوانم به تو بگویم تنهائی من شبیه پیامبری است که به غیر از دوستی تو حرفی بر زبان نیاورد ؛ تحمل ادامه شب چقدر آسان میشود.

اگر بتوانم آنقدر به تو نزدیک شوم که در میان نفسهایت بوی خداوند را بشنوم ؛ بی دغدغه سختی های جهان را پست سر خواهم گذاشت.

دلم میخواهد ؛

دلم میخواهد تا صبحی که مردگان از خواب سنگین خود بر میخیزند با تو حرف بزنم و تمام واژه هایی را که به یاد تو جمع کرده ام ؛ نشانت بدهم ؛ اما حیف ...

ناگهان باران از راه میرسد و صاعقه ها و رعدها صدایم را با خود میبرند.

دلم میخواهد هر لحظه از روزهای باقیمانده عمرم یک شعر باشد ؛ یک شعله ؛ یک سکوت ؛ یک آرزو و آنقدر بکر و بدیع جلوه کنم که هیچگاه چشم از من بر نداری.

دلم میخواهد زمین همچنان به گردش خود ادامه دهد تا فرصت کنم تمام گلوهای دنیا را به یاد مهربانی های تو ببوسم.

پ . ن . نویسنده : خودمخجالت

قلم زده شده توسط : محمد Mohammad : ٧:۱٩ ‎ق.ظ ; شنبه ۱٥ فروردین ۱۳۸۸
Comments بنویس دیگه () لینک دائم

مطلب یکصد و چهل و سوم

وقتی همه چیز بهم ریخته و هیچی سر جای خودش نیست متوجه هیچی نیستی... اصلا نمیدونی چی هست و چی نیست یا اینکه چی کجاست.... اما وقتی همه چیز مرتب و سر جای خودشه...درست همون موقعی که میخوای یه نفسی به راحتی بکشی... تاره میبینی که یه چیزی نیست!.. تا شلوغ بود معلوم نبود ولی حالا تو نظم تازه جای خالی اون اصلیه معلوم میشه... تازه متوجه میشی که یه جای کارت می لنگه!تازه میبینی اونی که میخوای نیست...گیج میشی...همه چیز هست...همه چیز که سر جاشه پس این چیه که این همه جای خالیش توی ذوق میزنه؟...وقتی توی عمق ارامش میشینی و فکر میکنی میدونی که باید یه یه چیزی اینجا میبود که حالا جاش خالیه و نیست...کلافه میشی...به درودیوار میکوبی ...دنبالش میگردی...ولی نیست که نیست...به هرکی که میشناسی تهمت میزنی...از کجا معلوم؟شاید اونا برش داشته باشن؟...

جواب نمیگیری.....کمی دنبالش میگردی....اما بدبختی اینه که اونی که جای خالیش رو میبینی اصلا نمیدونی چی هست...هرچی دم دستت میبینی برمیداری میذاری توی اون جای خالی...هیچکدوم به اون نمیخورن...خسته میشی...نا امید میشی...وبالاخره با یاس اعتراف میکنی این جای خالی از اول وجود داشته وتا اخر دنیا هم وجود دارد....

قلم زده شده توسط : محمد Mohammad : ٩:۳۸ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۱٠ فروردین ۱۳۸۸
Comments بنویس دیگه () لینک دائم

مطلب یکصد و چهل و دوم


دوستت دارم، نه واسه اینکه تنهام

 
دوستت دارم، چون تو گفتی، همیشه هستی باهام

 
دوستت دارم، نه واسه اینکه بی قرارم
 

دوستت دارم، چون تو گفتی، هیچ وقت نمیکنی خارم

 
دوستت دارم، نه واسه اینکه دربه درم
 

دوستت دارم، چون تو گفتی، میگیری بال و پرم

 
دوستت دارم، نه واسه اینکه دل تنگم
 

دوستت دارم، چون تو گفتی، همیشه باهات یکرنگم
 

دوستت دارم، نه واسه اینکه دورم
 

دوستت دارم، چون تو گفتی، واست یه هم زبونم
 

دوستت دارم، نه واسه اینکه هستی تو رویام


دوستت دارم، چون تویی تنها فرشتة آرزوهام
 

دوستت دارم، نه واسه ادامة حیاتم
 

دوستت دارم، چون تویی تنها فرشتة نجاتم

 
دوستت دارم، نه واسه یه روز و دو روز

 
دوستت دارم، واسه همیشه، واسه هر روز

پ . ن . دوست داشتن چه سختهخجالتقلب

قلم زده شده توسط : محمد Mohammad : ۱٠:٥۳ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٩ فروردین ۱۳۸۸
Comments بنویس دیگه () لینک دائم

مطلب یکصد و چهل و یکم

سلاااااااااااااام دوستان خوب و نازنین

سال نو رو باز به همه دوستان تبریک عرض میکنم و امیدوارم سالی پر از برکت براتون باشه

امیدوارم در این سال خوب همیشه و همه جا سلامتی همراه شما باشه

و امیدوارم در این سال که مزین به سال اصلاح الگوی مصرف میباشد را گرامی داشته و نهایت صرفه جوئی بنمائیم

 

قلم زده شده توسط : محمد Mohammad : ٩:٥٤ ‎ق.ظ ; شنبه ۸ فروردین ۱۳۸۸
Comments بنویس دیگه () لینک دائم