انتخاب عشق سخت است ولی هست

..::پرنده ای را که دوستش میداری رهایش کن ..::.. اگر عاشق باشد باز میگردد::..

مطلب سیصد و یکم

حکایت من حکایت کسیست که عاشق دریا بود اما قایق نداشت

دلباخته سفر بود اما همسفر نداشت

حکایت کسیست که زجر کشید اما زجه نزد

زخم داشت اما ننالید

گریه کرد اما اشک نریخت

حکایت من حکایت کسیست که پر از فریاد بود اما سکوت کرد

اما باز حکایت همچنان باقیست...

عکس متحرک

قلم زده شده توسط : محمد Mohammad : ٩:٤۱ ‎ق.ظ ; جمعه ۱٥ فروردین ۱۳٩۳
Comments بنویس دیگه () لینک دائم

مطلب سیصد

بزرگتر که میشوی ...

غصه هایت زودتر از خودت قد میکشند !

لبخندهایت را در آلبوم کودکیت جا میگذاری ...

و ناخواسته وارد دنیای لبخندهای مصنوعی میشوی !!!

قلم زده شده توسط : محمد Mohammad : ٩:٤٦ ‎ق.ظ ; جمعه ٢٢ آذر ۱۳٩٢
Comments بنویس دیگه () لینک دائم

مطلب دویست و نود و نه


   

    من برای تو مینویسم

 

 

    برای تویی که تنهایی هایم پر از یاد توست...

 

    برای تویی که قلبم منزلگه عـــشـــق توست...

 

    برای تویی که احساسم از آن وجود نازنین توست...

 

    برای تویی که تمام هستی ام در عشق تو غرق شد...

 

    برای تویی که چشمانم همیشه به راه تو دوخته است...

 

    برای تویی که مرا مجذوب قلب ناز و احساس پاک خود کردی...

 

    برای تویی که وجودم بی ارزشم را محو وجود نازنین خود کردی...

 

    برای تویی که هر لحظه دوری ات برایم مثل یک قرن است....

 

    برای تویی که ســـکـــوتــــت سخت ترین شکنجه من است

قلم زده شده توسط : محمد Mohammad : ٩:٤٤ ‎ق.ظ ; جمعه ٢٥ امرداد ۱۳٩٢
Comments بنویس دیگه () لینک دائم

مطلب دویست و نود و هشت

زانوهامو بغل کرده بودمو نشته بودم کنار دیوار

دیدم یه سایه افتاد روم

سرم رو آوردم بالا

نگاه کرد تو چشمام، از خجالت آب شدم

تمام صورتم عرق شرمندگی پر کرد

گفت:تنهایی

گفتم:آره

گفت:دوستات کوشن؟

گفتم: همشون گذاشتن رفتن

گفتی: تو که می گفتی بهترین هستن!

گفتم:اشتباه کردم

گفتی: منو واسه اونا تنها گذاشتی

گفتم:نه

گفتی:اگه نه،پس چرا یاد من نبودی؟

گفتم:بودم

گفتی:اگه بودی،پس چرا اسمم رو نبردی ؟

گفتم:بردم، همین الان بردم

گفتی:آره،الان که تنهایی،وقت سختی

گفتم:…..(گر گرفتم از شرم-حرفی واسه جواب نداشتم)

-سرمو انداختم پایین-گفتم:آره

گفتم:تو رفاقتت کم آوردم،منو بخش

گفتی:ببخشم؟

گفتم:اینقدر ناراحتی که نمی بخشی منو؟ حق داری

گفتی:نه! ازت ناراحت نبودم! چیو باید می بخشیدم؟

تو عزیز ترینی واسم،تو تنهام گذاشتی اما تنهات نذاشته بودمو نمی ذارم

گفتم:فقط شرمندتم

گفتی:حالا چرا تنها نشستی؟

گفتم:آخه تنهام

گفتی:پس من چی رفیق؟

من که گفتم فقط کافیه صدا بزنی منو تا بیام پیشت

من که گفتم داری منو به خاطر کسایی تنها می ذاری که تنهات می ذارن

اما هر موقع تنها شدی غصه نخور،فقط کافیه صدا بزنی منو

من همیشه دوست دارم،حتی اگه منو تنها بزاری،

همیشه مواظبت بودم،تو با اونا خوش بودی،منو فراموش کردی تو این خوشی

اما من مواظبت بودم،آخه رفیقتم،دوست دارم

دیگه طاقت نیاوردم،بغض کردمو خودمو انداختم بغلت،زار زدم،گفتم غلط کردم

گفتم شرمنده ام،گفتم دوست دارم،گفتم دستمو رها نکن که تو خودم گم بشم

گفتم دوست دارم…

گفتم: داد می زنم تو بهترین رفیقیییییییییییییییی

بغلت کردم گفتم:تو بن بست رفیقی

یک کلام،خدا تو بهترین

قلم زده شده توسط : محمد Mohammad : ٩:۱۸ ‎ق.ظ ; جمعه ٢۳ فروردین ۱۳٩٢
Comments بنویس دیگه () لینک دائم

مطلب دویست و نود و هفت

و من هر شب به آسمان نگاه میکنم میدانم ترا خواهم دید و من دوباره ستاره ای را به نشان سلام تقدیمت خواهم کرد،

پ . ن .1 .کور شه هر کی نمیتونه ببینه من با دوستام خوشمچشمک

پ . ن . 2 . من ایران گردی کردم کلی جای همتون خالی بود :

1- کرمانشاه رفتم : بیستون - طاق بستان - سراب نیلوفر ... دیدم

2- لرستان رفتم : قلعه فلک الافلاک ... دیدم

3- خوزستان رفتم : اهواز - خرمشهر - آبادان - شوش دانیال - دزفول ... دیدم

قلم زده شده توسط : محمد Mohammad : ٤:٢۸ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱۱ فروردین ۱۳٩٢
Comments بنویس دیگه () لینک دائم

عیدانه

سلام به همه دوستانم

سال نو و نوروز باستانی رو به همه عزیزان تبریک و تهنیت میگویم

وامیدوارم سالها به خوبی و سلامتی زندگی کنند

قلم زده شده توسط : محمد Mohammad : ۱٢:٢٥ ‎ب.ظ ; جمعه ٢ فروردین ۱۳٩٢
Comments بنویس دیگه () لینک دائم

مطلب دویست و نود و شش

 

تو را دوست میدارم
اما بندی نیستم بر پاهایت
عشق من به تو
بال است برای پریدنت
آرزوی من
اوج گرفتن در آسمان رویای توست
دل زمینیم همیشه بودنت را می خواهد
دل آسمانیم پروازت را طلب میکند
گرچه می فشارد دلتنگی قلبم را در چنگ
اما عشق حریف فاصله هاست
و من تو را
خویش را
رها می خواهم
رها..............

=================


هیچ وقت رازت رو به کسی نگو؛
وقتی خودت نمیتونی حفظش کنی،
چطور انتظار داری کس دیگه ای برات راز نگه داره؟


قلم زده شده توسط : محمد Mohammad : ۱٠:٠۳ ‎ق.ظ ; جمعه ۱۱ اسفند ۱۳٩۱
Comments بنویس دیگه () لینک دائم

مطلب دویست و نود و پنج


یکی بود . یکی نبود .

یه روز یکی بود من دوستش داشتم

اون منو دوست نداشت

یه روز یکی بود من رو دوست داشت

برای من مهم نبود

یه روز یکی بود  براش مهم بودم

من نمی دیدمش

یه روز یکی بود منو نمیدید

من بهش علاقمند بودم

یه روز یکی بود باهاش رو راست بودم

اون با من نبود

یه روز یکی بود با من روراست بود

من باهاش نبودم

یه روز یکی کار بدی کرد

من نبخشیدمش

یه روز بخشیدم که

من کار بدی کرده بودم

اون منو نبخشید

یه روز یکی بود با من حرف می زد

من حوصله نداشتم

یه روز یکی بود از نبودنش حوصلم سر می رفت

اون منو نمی خواست

یه روز یکی بود منو می خواست

منم اونو می خواستم

یکی دیگه بود که اینو نمی خواست

یه روز یکی بود که هر دوتامون هم دیگر رو دوست داشتیم مشکلی هم نبود اما

زبون همو نمی فهمیدیم

یه روز یکی بود فکر می کردیم از هم خوشمون میاد ، اینطور نبود

یه روز یکی بود فکر می کردیم از هم خوشمون نمیاد ... بازم اینطور نبود

خلاصه که ...

یه روز یکی بود ... یه رو یکی نبود

=========

فرا رسیدن سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی ایران عزیز رو به همه دوستان تبریک میگم و انشاء الله همراه با خانواده در راهپیمائی شرکت خواهیم کرد تا نشان دهیم هستیم و زنده ایم

قلم زده شده توسط : محمد Mohammad : ۸:٢۳ ‎ق.ظ ; جمعه ٢٠ بهمن ۱۳٩۱
Comments بنویس دیگه () لینک دائم

← صفحه بعد